تافل یا آیلتس: کدوم آزمون زبان رو بدم؟

Sticky post

برای افرادی که میخوان آزمون زبان بدن، اغلب این سوال پیش میاد که کدوم یکی رو انتخاب کنن: تافل (TOEFL) یا آیلتس (IELTS)؟ تو این مقاله میخوام نگاهی به شباهتها و تفاوتهای هر دو آزمون بندازیم تا ببینیم کدوم بیشتر… Continue Reading →

سیمپلی‌سرا: خونه جدیدم تو تهران

کجام که خبری ازم نیست؟ چند هفته‌ی گذشته، سخت مشغول آماده‌سازی سیمپلی‌سرا بودم. نمیشه که آدم همه‌اش مشغول آماده‌سازی باشه و هیچ وقت دست به کار نشه. میشه؟ خب وقتی دست آدم بندِ کاره، کمتر وقت میکنه بگه چه خبره. عوضش از این… Continue Reading →

تصویر دورین گری ابایی که از نگاه کردن به نوشته های پیشینم دارم شبیه به حسی است که دورین گری نسبت به نقاشی اش داشت. در جوانی یکی از دوستان دورین که نقاشی چیره دست بود از سر شیفتگی به… Continue Reading →

پارسا و نوید

     پارسا موجود عجيبی بود و ابايی هم نداشت از اينکه بقيه این‌طور راجع به او فکر کنند. همه خانه رخت خواب او بود، هر زمان که ميلش می‌کشید غذا می‌خورد و مادامی حوصله مراوده با آدم‌ها را داشت که… Continue Reading →

بازگشت عشق به زندگیم با ملّت عشق

کتاب ملّت عشق گویی همزمان من و شخصیت مدرنِ داستانش یعنی اللا را پیدا کرد. در حالی که مفهوم عشق برای جفتمان از دنیای روزمره رخت بربسته بود و به دنیایی خیالی گریخته بود که دور و دست نیافتنی می نمود، این کتاب راهنمای ما به آن… Continue Reading →

شاد زی و شادی بخش

9 فروردین 95، تهران بعد از کلاس روجا، باهاش تا حوالی شیخ بهایی رفتم و اونجا پیاده شدم که برم کباب ترکی بخورم. طبق معمول شلوغ بود ولی رستوران های با شعور، توی هوای بارونی بهار چند تا صندلی اضافه… Continue Reading →

خانه جهانگرد و قلعه فلک الافلاک

صیح صفر درجه خرم‌آباد بود و من پای قلعه فلک‌الافلاک با بلیط‌فروش بدقواره ای طرف بودم که به استناد یک بخشنامه بی‌ربط سازمان میراث فرهنگی، منِ راهنمای کارت‌دار را بدون ورودیه راه نمی‌داد. کوله‌پشتیم سنگین‌تر از آن بود که بایستم… Continue Reading →

پیش بسوی لرستان

در تهران کار زیادی نداشتم. فقط باید لباس هایم را برای خشک شدن پهن می کردم و چند وسیله دیگر بر می داشتم. در انتظار برای خشک شدن، وسوسه کافه رفتن غلبه کرد و سر از پاتوق همیشگی یعنی کافه… Continue Reading →

امان از گشادی

نوشتن و سفر یک وجه اشتراک دارند: می توان تا ابد درگیر فکر کردن به چگونگی آنها بود و اقدام کردن را به این ترتیب به تعویق انداخت. خوشبختانه راه حل مشترکی هم دارند: آغاز کردن. وقتی پا بر زمین… Continue Reading →

آغاز نوشتن اینجاست

داستان از کجا شروع می شود؟ از 30 مرداد 95 یعنی درست دو سال بعد از روزی که خواهرم از ایران رفت. من هم این تاریخ را برای آمریکا رفتن خودم فرض کردم و با این عدد روزهای باقی مانده… Continue Reading →

© 2018 Simply Saeed — Powered by WordPress

Theme by Anders NorenUp ↑