به خونه‌ی‌ اینترنتی من خوش اومدین

سیمپلی سعید یه ‌سایت شخصیه که به داستان‌ها، درسها، دیدگاه‌ها و دغدغه‌های‌ من اختصاص داره. من تور لیدر، معلم و مترجم انگلیسی، نویسنده و خیلی چیزهای دیگه هستم. ولی شما میتونین من رو همون سعید صدا کنین، سیمپلی سعید.


من سعید دانشمندی هستم.

دست به قلم، پا به راه، سر به هوا و همیشه امیدوار.

من این شکلی ام

سیمپلی سعید منم. خوش وقتم! 🙂

انقدر سفر کردم که نتونم خودم رو متعلّق به جایِ بخصوصی بدونم، ولی اگه اهل جایی باشم قطعاً ایرانه. تو رشت به دنیا اومدم و سالهای زیادی توش سپری کردم که همیشه بهش بالیدم. ولی لابه‌لای این سالها تو مشهد (شهر پدریم و منشا رگه‌ی خِرابُم)، تهران (شهر سالهای دانشجویی و کار) و منچستر هم زندگی کرده‌ام.
این آخری با بقیه یکمی فرق داشت، میدونم. با این وجود اوایل زندگیم بود و بخش مهمی از شخصیت و زندگیم رو شکل داد. وقتی مثل من از پنج سالگی تا یازده سالگی رو تو انگلیس بزرگ شده باشی، کمترین چیزی که یاد میگیری زبان انگلیسیه. ولی چیزهای دیگه‌ای هم فهمیدم که کمکم کردن بعد از برگشتن به ایران و مقایسه‌ی این دو دنیا، تفاوت‌ها و شباهت‌هاشون برام آشکارتر بشه.
شاگرد زرنگی بودم. دوست دارم ادعا کنم همه‌اش از کنجکاوی و اشتیاقم به یادگیری، تجربه و فهم نشات میگیره. ولی انصاف نیست تموم تاثیر، تلاش و تربیتِ پدر و مادرم رو که هر دو استاد دانشگاه و زندگی بودن متذکر نشم. بازیگوش بودم، تیزهوشانی هم شدم. رشتی بودم، دانشگاه تهرانی هم تونستم بشم. ارشد بودم ولی انصراف دادم و خلاص شدم.
آخه تو سالهای دانشگاه و بعدش، کنجکاوی کار دستم داد. به زمینه‌ها و فعالیت‌های بی‌شماری سرک کشیدم و فهمیدم دنیا برای من چیزهایی به مراتب جالبتر از مهندسی برق برای کشف کردن داره. انگلیسیم رو به کار گرفتم‌ و شدم معلم و مترجم. پا تو دنیای فروش گذاشتم و تازه فهمیدم بازاریابی، هدفمندی و توسعه فردی یعنی چی. کار داوطلبانه‌ی بین‌المللی کردم و عوضش یه عالم دوست پیدا کردم از این سر تا اون سر دنیا.
ولی به یک چیز همیشه وفادار موندم: علاقه‌ام به گم شدن! این لذت رو قبل از اینکه بتونم راه برم کشف کردم و وقتی یاد گرفتم از پاهام استفاده کنم، پیگیرتر شدم. تو هر فرصتی ایران (و گاهی جهان) رو زیر پا گذاشتم تا چشم و دل و مغزم از این همه تنوع فیض ببرن. از یه جایی به بعد فهمیدم نه تنها مسافر خوبی‌ام، بلکه همسفر خوبی هم هستم و تصمیم گرفتم سفرساز باشم. این شد که پا تو مسیر گردشگری گذاشتم‌ و امروز به عنوان یه تور لیدر (=راهنمای گردشگری + مدیر فنی) در خدمت ایرانی‌ها و خارجی‌هایی هستم که تبِ جستجوی مشترکی داریم.
تو این سالها دیدنی‌ها کم‌ نبوده، من و تو هم کم‌ ندیدیم. لااقل من که از خودم مطمئنم! منتها مجال گفتنش تو یه صفحه‌ی ناقابل نیست، تو دوجین دفتر و دفترچه و فایله که طی سالها نوشتم. همونطور که لابد از پرحرفیِ مکتوبم حدس زدین، من یه نویسنده‌ام. هر کس هنری داره و نوشتن سهم منه. اوایل فقط راهی بود برای سر و سامان دادن به ذهن و زندگی آشوبناک خودم. منتها رفته‌رفته جسارتم رو جمع کردم که نوشته‌هام (تیکه پاره‌های روح عریان خودم با پیازداغ زیاد) رو نشون بقیه بدم. جای شادی داشت که خوششون میومد، ولی چیزی که واقعاً پرروترم کرد این بود که بارها بابت تاثیرگذاری پیامم تشکر و تشویق شنیدم. همین کافی بود تا دوباره قلم به دست بگیرم و نوشته‌هایی از جنس امید و انگیزه و آگاهی رو بسط بدم.
سایت سیمپلی سعید هم‌ نتیجه‌ی انبساط همون نوشته‌هاست. تصمیم گرفتم تو اینترنت برای خودم آلونکی درست کنم تا اونطور که درخور شانِ مهمانه، میزبانی کنم. اینجا میتونین با مجموعه‌هایی از درسها، داستانها و درد دل‌های من از خودتون پذیرایی کنین. منتظر تعارف نباشین، بفرمایین تا خُنُک نشده!